ناممکن است که احساس خود را نسبت به تو

با واژهها بیان کنم.

اینها سرشارترین احساساتی هستند که تاکنون داشتهام

با این همه

هنگامی که میخواهم اینها را به تو بگویم و یا بنویسم،

واژهها حتی نمیتوانند ذرهای از ژرفای احساساتم را بیان کنند.

گرچه نمیتوانم جوهر این احساسات شگفتانگیز را بیان کنم،

میتوانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم.

آن گاه که با توام،

احساس پرندهای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز میکند.

آن گاه که با توام،

چو گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا میکند.

آن گاه که با توام،

چون امواج دریا هستم،

که توفنده و سرکش بر ساحل میکوبند.

آنگاه که با توام،

رنگین کمانی پس از توفانم،

که پرغرور رنگهایش را نشان میدهد.

آنگاه که با توام،

گویی هر آنچه که زیباست ما را در برگرفته است.

اینها تنها ذرهای ناچیز از احساس والای با تو بودن است.

شاید واژه «عشق» را ساختهاند

تا احساسی چنین عمیق و هزار سو را بیان کند.

اما باز هم این واژه کافی نیست.

با این همه چون هنوز بهترین است

بگذار بگویم و باز بگویم که

بیش از عشق بر تو عاشقم.




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 13 فروردين 1392 | 7:30 | نویسنده : ❤مامان سونیا❤ |

 

هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون (زمر 9)

به نام آنکه جان را فکرت آموخت                       چراغ دل به نور جان بر افروخت

به نام خداوندی که قلم را آفرید و آن را شایسته سوگند خویش قرار داد. به نام یگانه آفریدگاری که انسان را به زیور «اندیشه» و «تفکر» آراست و او را امانتدار این ودیعه الهی قرار داد و با سلام و درود به اصحاب فکر و فرهنگ و پیشتازان علم و معرفت،
بار دیگر فصل روشن «مهر» از راه می رسد و صحیفه نورانی معرفت با سرانگشت تکاپو ورق می خورد و دروازه های آسمانی بینش و دانایی به روی صدها هزار دانش پژوه آغوش می گشایند.
همان گونه که فروردین نوید بخش حیات مجدد طبیعت است، مهر ماه یادآور شور و شعف و جوشش و کوشش آموزندگان دانش و پرورندگان بینش است.
آغاز سال تحصیلی جدید را به معلمین پرتلاش و دانش آموزان خلاق و آینده ساز کشور تبریک و تهنیت عرض می نماید.
با امید به اینکه با اکسیر دانایی و توانایی مرزهای جدید علم و دانش و پژوهش را درنوردیم و با پیوند علم و ایمان، قله های رفیع بهروزی و پیروزی و کامیابی را فتح نماییم و با گام های مصمم و استوار،  ایران جاویدان را سرافراز و سربلند سازیم.

 

سلام و صد تا سلام گرم توی مهرماه همه رنگ به صورت همچون ماه دخترک نازنینم . عزیزکم بلاخره چهار ماه تعطیلی به پایان رسید و مدرسه ها باز شد این یک هفته آخر ثانیه شماری میکردی برای بازگشایی مدرسه ها انتظارت دیروز شنبه سوم مهر ماه به پایان رسید البته امسال روز اول مهر ماه پنجشنبه بود و شما راهی مدرسه نشدی و دیروز شنبه صبح راس ساعت هشت من و شما توی مدرسه بودیم (مدرسه تون امسال جا به جا شده و متاسفانه به خونه ما خیلی دور شده البته شما با سرویس میری ومیای و برات فرقی نداره اما برای من خیلی دور شده و امسال شاید زود به زود به مدرسه ات سر نزنم و این به نظرم خوب نیست ) و اکثر بچه ها و اولیا اونجا حاضر بودند حیاط مدرسه جدید تون خیلی بزرگتر از مدرسه قبلی هست و امسال جشنتون خیلی خوب بود چون فضا به اندازه کافی بود و حسابی به شما فسقلیا خوش گذشت و تا ساعت ده که جشن داشتید ما بزرگترها هم کنارتون بودیم و توی شادی شماها شریک شدیم ساعت ده برنامه جشن تموم شد شماها رفتید سرکلاس درس  و بزرگترها هم راهی خونه ها شون شدند .امیدوارم امسال سال تحصیلی خوبی داشته باشی پر از موفقیت و سرافرازی و در راه دانش اندوزی همیشه پیروز و سربلند باشی خوب دختر نازنینم اینم از روز اول کلاس دومت که خیلی خوب سپری شد و حسابی بهت خوش گذشت عصر که من از سرکار اومدم خونه توی کوچه منتظرم بود و همین که از سر کوچه وارد شدم بدو بدو اومدی پیشم و از مدرسه و کارهایی که کرده بودی و تکالیفی رو که باید انجام میدای و کارهایی رو که بعد از اومدن از مدرسه به خونه انجام داده بودی تعریف کردی و حسابی شاد و خوشحال بودی از بازگشایی مدرسه و بازگشتت به کلاس درس در جوار دوستان سالهای قبلت عزیز دلم انشالله این شورو نشاط همیشه همراهت باشه و هیچ وقت خنده از روی لبهات دور نشه نازنینم به دستان پرمهر پرودگار عالمیان میسپارمت تا پست بعدی در پناه حق.

 

 

 

 




[ موضوع : کلاس دوم ابتدایی]
تاريخ : يکشنبه 4 مهر 1395 | 10:48 | نویسنده : ❤مامان سونیا❤ |

زود بزرگ نشو مادر،

کودکیت را بی حساب میخواهم و در پناهش جوانیم را!

زود بزرگ نشو فرزندم

قهقه بزن،جیغ بکش، گریهکن ،لوس شو،بچگی کن،

ولی زودبزرگ نشو تمام هستی ام.

آرام آرام پیش برو،آن سوی سن وسال هیچ خبری نیست گلم.

هرچه جلوتر می روی همه چیز تـندتر از تو قدم بر می دارد.

حالا هنوز دنیا به پای تو نمی رسد از پاکی .

الهی هرگز هم قدمش نشوی هرگز!

همیشه از دنیای ما آدم بزرگ ها جلوتر باش ، یک قدم ، دو قدم ،

ولی زود بزرگ نشو مادر.

آرام آرام پیش برو گلم.

آنجا که عمر وزن می گیرد دنیا به قدری سبک می شود که هیچ هیجانی برای پیمودنش نخواهی داشت.

آن سوی سن و سال خبری نیست .

کودکی کن ،

از ته دل بخند به اداهای ما که برای خنداندنت دلقک میشویم ،

بزرگ که شدی از نگاه دلقک ها گریه ات می گیرد می دانم .
عزیزترینم، فرزندم، من مادرت هستم...
هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد،
من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بیخوابیهای شبانه را،
تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت حجمی از سکوت؛
تا بدانم حجم یک لبخندکودکانه ات میتواند معجزه زندگی دوباره ام باشد؛
من نه بهشت می خواهم نه آسمان و نه زمین،
بهشت من زمین من و زندگیم نفس های آرام کودکی توست؛
من هیچ نمیخواهم هیچ،
هیچ روزی به من تعلق ندارد،همه ساعتها و ثانیه های من تویی
ومن دست کودکیت را میگیرم تابه فردای انسانیت برسانم که این رسالت من است
بر تو وهیچ منتی ازمن بر تو وارد نیست که من با اختیار به عشق تو را به این دنیا آورده ام.

دخترکم امروز نهم شهریو ر یک نهم دیگه که میشه ماهگرد تولدت ولی نهم شهریو با نهم های ماهگرد دیگه یک فرق کوچولو داره چون تولد مامان هم نهم شهریو هست. توی این ماه نازنین مه جبینم میشه 77 ماهه و چقدر زود داره بزرگ و خانم میشه عزیز دلم 77 ماهگیت مبارک عشقم.

1395/6/9

 




[ موضوع : خاطرات, ادبی]
تاريخ : سه شنبه 9 شهريور 1395 | 9:19 | نویسنده : ❤مامان سونیا❤ |

آرزوهای زیبای ویکتورهوگو

 

اول از همه برایت آرزومندم كه عاشق شوی،

و اگر هستی، كسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت كوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از كسی نیابی.

آرزومندم كه اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی كنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

كه دست كم یكی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم كه دشمن نیز داشته باشی،

نه كم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

كه دست كم یكی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا كه زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری،

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن كافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با كسانی كه اشتباهات كوچك میكنند

چون این كارِ ساده ای است،

بلكه با كسانی كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میكنند

و با كاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا كه هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم حیوانی را نوازش كنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یك سَهره گوش كنی

وقتی كه آوای سحرگاهیش را سر می دهد.

چرا كه به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم كه دانه ای هم بر خاك بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یك درخت وجود دارد..

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینكه سالی یك بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینكه روشن كنی كدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

كه اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها كه گفتم فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو كنم.

 




[ موضوع : ادبی]
تاريخ : چهارشنبه 20 مرداد 1395 | 9:34 | نویسنده : ❤مامان سونیا❤ |

سلام و صد تا سلام گرم به روی زیبا تر از ماه دخترک نازنیم عزیز دلم امروز 14 مرداد ماه مصادف با روز اول ذی القعده و میلاد با سعادت حضرت معصومه سلام الله علیه هست  این روز قشنگ رو که روز دختر هست به دختر نازنینم تبرک میگم 

 

روی پیشونی ِ فرشته ها نوشته
هرکی دختر داره جاش وسطه بهشته
از آسمون میباره دُر و طلا و گوهر
زر و سیمو نقره وقتی میخنده دختر

یکی یدونه دختر چراغ خونه دختر
گلابتونه دختر ماه آسمونه دختر
قندو نباته دختر همیشه باهاته دختر
اسم قشنگو نازش ورد لباته دختر

 

تو شبای تاریک ماه و ستاره دختر
کوچیکو بزرگش فرقی نداره دختر
دختر کوه نمک دختر عزیزه
چشماشو میبنده میخنده ریزه ریزه


شاخه نبات دختر ، آب حیات دختر
وقتی که غم داره دلت میمونه باهات دختر
یکی یدونه دختر چراغ خونه دختر
گلابتونه دختر ماه آسمونه دختر


قند و نباته دختر همیشه باهاته دختر
اسم قشنگو نازش ورد لباته دختر

تو شبای تاریک ماه و ستاره
کوچیکو بزرگش فرقی نداره


دختر انیسه دختر عزیزه
چشماشو میبنده میخنده ریزه ریزه

شاخه نباته آب حیاته
روزای سختی دختر باهاته

 

کوه نمک دختر بلا کلک دختر
مثل اناره شیرین ترک ترک دختر

یکی یدونه دختر چراغ خونه دختر
گلابتونه دختر ماه آسمونه دختر
قند و نباته دختر همیشه باهاته دختر
اسم قشنگو نازش ورد لباته دختر

ترانه سرا : محسن ناهی

 
.
 
1395/5/14
 

 




[ موضوع : ادبی, مناسبتها]
تاريخ : پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 1:0 | نویسنده : ❤مامان سونیا❤ |

آنقدر که بودن تو را می خواهم ، بودن خودم را نمیخواهم

چقدر زیباست این عشق، محو تو شدن را دوست دارم

سلام و صد تا سلام گرم به روی هم چون ماه نازنین مه جبینم خوبی انشالله جان مادر. عزیزکم بازم یک نهم از راه رسید و یک حس خوشایند رو در وجود مادر زند ه کرد یه حس ناب همراه با هیجان که بر میگرده 76 ماه پیش و یک رو ز نهم و پا به زمین گذاشتن یک فرشته کوچولو ،دخترکم امروز 76 ماهه میشی یا به عبارتی شش سال و چهار ماهه ،کم کم داری مستقل میشی و یک پا خانم دیگه از سفید برفی کوچولوی مامان خبری نیست دخترم دیگه برای خودش خانمی شده ،لحظه های عمرمون دارند مثل برق و باد میگذرند . نهم هر ماه برای من یک تلنگر که دختر کوچولوم دار بزرگ میشه برای خودش خانم میشه و من هنوز مثل روز اول نگران این هستم که آیا مادر خوبیم و وظایف مادری رو دارم دست انجام میدم یا نه و هر روز نگرانم نکنه وقت و بگذره و من نفهمم که کوتاهی ها و اشتباهاتم چی بوده ،دختر گلم همیشه سعی کردم برات مادر خوبی باشم و ازت خواهش میکنم اگر کم و کاستی بوده مامانی رو ببخشی مادر بودن خیلی سخت تر از اونیه که بتونی فکرش رو بکنی انشالله در آینده مادر بشی و لذت مادر شدن رو بچشی و سخت بودنش رو هم خودت تجربه کنی. سونیای نازنیم76 ماهگیت مبارک .دختر نازنیم به خدا میسپارمت و از خدای بزرگ برات عزتو آبرو و عاقبت خیر میخوام.تا پست بعدی خدا نگهدارت باشه عزیز دلم.

دلبندم 

من دلم فقط روی دل تو بند میشود!

1395/5/9

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 9 مرداد 1395 | 18:09 | نویسنده : ❤مامان سونیا❤ |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 44 صفحه بعد