سونیا سونیا ، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

همه زندگی من سونیا

خطر از بیخ گوشمون گذشت و94ماهه شدی

  جان منی از اين عزيزتر نمی شود جان مني و خوش به حالت كه مادرت تو را مثل گوش ماهی هايی كه خودش كنار دريا كشف كرده دوست دارد برايت يك مشت بوسه ميفرستم باز هم هست از اين بوسه های عاشقانه برايت زياد كنار گذاشته ام   سلام و صد تا سلام گرم توی این روزهای واقعا سرد زمستون به روی چون ماه دخترکم . نازنین مه جبینم میخوام از چند روز گذشته برات بگم که روزهای پر استرسی بودند و انشالله دیگه چنین روزهایی رو تجربه نکنیم .و اما ماجرا از این قرار بود که دو هفته پیش مدرسه یک برگه بهتون داده بودن که باید میبردیم مرکز بهداشت محله برای چکاپ شما .شنبه هفته قبل رفتیم برای چکاپ از اونجا که شما لاغر و ک...
10 بهمن 1396

کارنامه ترم یک

دختر که داشته باشی، خیال می کشاندت به بعد از ظهر گرم روز تابستانی که گوشواره های میوه ای از گیلاس های به هم چسبیده به گوش انداخته اید همان هایی که هر که بیاویزدشان از شادی لبریز می شود و خنده ی از ته دل امانش را می برد. سلام و صد تا سلام گرم به روی همچون ماه دخترکم خوبی انشالله عزیز دلم .پریروز که از مدرسه اومدی خونه گفتی مامان فردا ساعت ده بیا مدرسه کارنامه هامون رو میدن منم گفتم باشه چشم فردا میام کارنامه ات رو میگیرم ولی قول نمیدم سر ساعت ده بیام ولی میام حتما تا کارنامه ات رو بگیرم خلاصه اینکه دیروز صبح اول یک کم خرید داشتم رفتم بیرون اول اونها رو انجام بدم بعدش بیام مدرسه تا کارنامه تو رو بگیرم ولی متاسفانه از اونجایی که ...
3 بهمن 1396

93 ماه

ﺁﺳــﻤــﺎﻥ ﺭﺍ ﻣـــــﺮﺧــﺺ ﻣﯽ ﮐـﻨـﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻫــــــــــــﻭﺍ ﻫﻢ ﻧــﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺗـــــــــــــــﻮ ﺧــــﻮﺩت ﺭﺍ ﻣﺜـــﻞ ﺁﺳـﻤـــﺎﻥ، ﻣﺜـــﻞ ﻫــــﻮﺍ، ﻣﺜـــﻞ ﻧـــــﻮﺭ ﭘﻬﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻪ ﻟــﺤــﻈﻪ ﻫﺎﯾﻢ… سلام و صد تا سلام به روی زیباتر از ماهت دخترک خوبی مامان جان این روزها خیلی سرم شلوغه و اصلا وقت نکردم بیام برات بنویسم آخه من دوباره هوس کردم درس بخونم و دارم خودمو آماده میکنم برای ارشد به همین خاطر وقتم پر شده تا وقت خالیم گیرم میاد که توی تلگرامم و وب شما متاسفانه رها شده مونده ببخشید دیگه مامان میدونم همش توجیه ولی بازم شما بزرگواری کن و به روم نیار که دیگه تنبل شدم و نمیایم اینجا بنویسم برات .اما از درس مدرسه که همه چی عالی هست و...
9 دی 1396

چکاپ و وضیعت مدرسه

کوچک رویایی من دنیا اگر خودش را بکشد نمیتواند به عشق من به تو شک کند. تمام بودنت را حس می کنم… حاجتی به استخاره نیست عشق ما… عشق من به تو عشق تو به من یک پدیده است… سلام و هزار تا سلام گرم گرم گرم توی این روزهای نه چندان سر پاییزی به روی همچون ماه دخترک مه جبینم خوبی انشالله جان مادر . جونم برای دخترکم بگه که هفته گذشته روز دوشنبه عصر ساعت 15 تا 17:30جلسه انجمن اولیا و مربیان بود توی مدرسه تون در این جلسه مدیر در مورد افتخارات مدرسه که دانش آموزان در سال گذشته توی انواع و اقسام مسابقات علمی و هنری و فرهنگی کسب کردند، قوانین و مقرارت مدرسه ،مشکلات مدرسه و دانش آموزان ،خلاصه خیلی چیزهایی که باید...
22 مهر 1396

روز جهانی کودک مبارک

من کودکم یاد آور بهاران، روشن تر از رخسار سبزه زاران می آیم از کانون عشق و ایمان از سرزمین ایران روز کودک مبارک      دل کودک، حتی از آب چشمه زلال تر است. کافی است برای فتح قله های محبت آنان، تنها یک بار مقابل دل های بی ریایشان بایستید و با مهربانی بگویید: سلام! با یک تبسم می شود در دل هایشان ماندگار شد. راه رسیدن به قلب صافشان کوتاه است. کودکان، با بازی هایشان زندگی می کنند، ولی زندگی آنها را بازی نمی دهد؛ کاش می شد همیشه کودک ماند!           ...
16 مهر 1396

باز آمد بوی ماه مهر

پاییز و چشم های تو چشم های تابستانی ات را باز کن! اگر چه اول پاییز است، ولی تو باید مثل آن شعاع نور که کوچک ترین روزنه ها را می یابد و به وضوح، وارد تاریک ترین منطقه ها می شود، دقیق باشی؛ حتی باید سطح هر مجهولی را بشکنی و شکسته نشوی. با چشم های آفتابی ات، برگ برگ ندانسته هایت را صبور و مصممّ لمس کن. شاید هم باید چشم های تابستانی ات را ببندی و خود را در آغاز فصلی تهی که تمام داشته هایش را تسلیم کرده است، ببینی در اول مهر یک سال! می توانی در حوالی همین روزها، تکاپوی شکوهمندی را که در کالبد لحظه هایی یخ زده به سوی روشنایی می رود لمس کنی. سلام و صد تا سلام گرم در مهرماه نه چن...
4 مهر 1396

ثبت نام با چهار ماه تاخیر

فرزند خوب و مهربانم آغشته به “تو” میشود روحم ، نفسم ، بند بند وجودم وقتی در حصار دستانت بوسه باران میشوم . . . سلام و صد سلام به روی زیبا تر از ماه دخترکم خوبی انشاالله نازنین مه جبینم . دخترکم بلاخره دیروز روز بیست و هفتم شهریور ماه بعد از چهار ماه دوندگی و برو وبیا تونستم مدرسه منطقه خودمون که اسمش هست رسول اکرم و تا بحال تعاریف خیلی زیادی از مدیریت وکادر تدریسش شنیدم ثبت نامت کنم قصه اینکه چطور شد که بلاخره ثبت نامت کردند طولانیه من بطور مختصر برات مینویسم راستش همونطوری که توی پستهای قبل هم برات نوشته بودم من هر بار که به مدرسه مراجعه کردم گفتند جا نداریم و به شرطی دخترتون رو ثبت نام میکنیم که یک نفر از این مدرسه بر...
28 شهريور 1396