سونیا سونیا ، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

همه زندگی من سونیا

89ماهگذشت

  عزيزم، دخترم! صحرا هياهو است، چمن زير پر و بال پرستوست، تبسم بر رخ مردم كند گل، تماشا كن تبسم هاي او را، تبسم كن كه خود را گم كند گل...   عزيزم، دخترم! دست طبيعت، اگر از ابرها گوهر ببارد، وگر از هر گلش جوشد بهاري، بهاري از تو زيباتر نيارد....   عزيزم، دخترم! چون خنده ي صبح، اميدي مي دمد در خنده ي تو، به چشم خويشتن مي بينم از دور، بهار دلكش آينده ي تو... سلام و صد تا سلام به سونیای نازنینم خوبی انشالله بازم یک ماه گذشت و من اومدم برات بنویسم روزهای تعطیل تابستون دارند بدو بدو میرن و شما همچنان فقط مشغول بازی هستی و من دگیر کار و هنوز مت...
9 شهريور 1396

88 ماهگی از راه رسید و من در پی مدرسه

هر روز بیشتر از دیروز دوستت دارم گویی در قلبم  بہ روز رسانی مے شوی سلام و صد تا سلام گرم به روی همچون ماه دختر نازنینم خوبی انشالله جان مادر .عزیزکم بازم دیر اومدم برات بنویسم چون سر کار حسابی مشغولم در حال رف خوانی از کتابخانه هستیم  و من انقدر سر کار انرژی و وقت میگذارم که به چیز دیگه ای نمی رسم سرو سامون بدم حسابی این روزها مشغول هستم و خسته .واما شما همچنان پراز انرزی و شلوغ کار و دائم نق میزنی که حوصله ام سر رفته بریم بیرون یا بیا بازی کنیم و من متاسفانه این روزها زیاد نمیتونم به دلت راه بیام و باهات بازی کنم.و اما جواب تست هوشی رو که رفتیم وازت گرفتند  سه روز بعدش اعلام شدو متاسفانه شما قبول نشدی و من همچن...
9 مرداد 1396

روز دختر سال 1396

ماه ذیقعده پر از شور و صفا آمده است گلی از گلشن آل مصطفی آمده است سر زد از بیت ولا ماه روی معصومه(فاطمه) در مدینه خواهر پاک رضا آمده است ولادت حضرت معصومه (س) مبارک   خداوند ناز خود را در دختر تجلى کرد اى نازترین ناز خدا روزت مبارک     ...
3 مرداد 1396

و اما 87 ماهگی

ﺁﺳــﻤــﺎﻥ ﺭﺍ ﻣـــــﺮﺧــﺺ ﻣﯽ ﮐـﻨـﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻫــــــــــــﻭﺍ ﻫﻢ ﻧــﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺗـــــــــــــــﻮ ﺧــــﻮﺩت ﺭﺍ ﻣﺜـــﻞ ﺁﺳـﻤـــﺎﻥ، ﻣﺜـــﻞ ﻫــــﻮﺍ، ﻣﺜـــﻞ ﻧـــــﻮﺭ ﭘﻬﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻪ ﻟــﺤــﻈﻪ ﻫﺎﯾﻢ… سلام بر سونیای نازنینم  دخترکم شما شدی هشتاد و هفت ماهه و چقدر زود این قدر بزرگ شدی و قد کشیدی انگار همین دیروز بودکه فسقلی بودی هنوز نمیتونستی درست راه بری و حرف بزنی ولی به چه سرعتی شدی یک دختر خانم حسابی که برای خودت حرف داری برای زدن یادش بخیر که تابستون گذشته دائم بهت میگفتم سونیا این همه کتاب داستان داری بخون بگذار روخوانیت خوب بشه و شما هربار با کلی غرو لند و اخم و تخم نصفه و نیمه یک کتاب داستان رو میخوندی و ا...
10 تير 1396

کارنامه دوم و جهش

دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز! هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود! آخرین باری که شمردمشان تنها یک دلیل برایم مانده بود..! آنهــــــــــم وجود تو بود فرزند نازنینم !! سلام به روی ماه دخترک شیرین تر از جانم خوبی انشالله جان دلم انشالله که خوب باشی و سالم و سرخوش . خوب نازنین مامان کلاس دومم به سلامتی به پایان بردی و دیروز کارنامه هاتون رو دادند . دیروز اصرار داشتی با من به مدرسه بیایی برای گرفتن کارنامه و من چون چند جای دیگه هم کار داشتم گفتم نمیشه و تنهایی رفتم و شمار رو نبردم و خیلی بابت این مسئله ناراحت شدی و امروز ازم پرسیدی مامان مدرسمون نپرسیدن من کجام و چرا منو نبردی ؟ منم گفتم مثلا کی توی مدرسه میخ...
23 خرداد 1396

اولین پست با ربات تلگرام نی نی وبلاگ

 در بنفشه زار چشم تو من زبهترین بهشت ها گذشته ام من به بهترین بهار ها رسیده ام تو همزبان بهترین دقایق حیات من لحظه های هستی من از تو پرشده ست   سلام و صد تا سلام به روی زیباتر از ماه دخترک نازنینم به تازگی این امکان رو نی نی وبلاگ عزیز فراهم کرده تا بتونیم از طریق تگرام پست ارسال کنیم حالا با راحت شدن کارم انشالله بیشتر بتونم برات پست بگذارم خوب دخترکم تا پست بعدی خدانگهدارت باشه   1396/3/11 ...
11 خرداد 1396

86 ماه رفت از آمدنت

مادر بودن، زیباترین شادی دنیاست و نمی‌دانی من به خاطر تو چقدر به اشک‌هایم لبخند زده‌ام ! سلام و صد تا سلام به دختر زیبا رو خوبی انشالله عزیز دلم . خوب روزهای گرم خرداد ماه هست و تعطیلی مدارس و فقط بازی و بازی و بازی دخترک پرجنب و جوش من یک لحظه آرام و قرار نداری و دائم داری ورجه ورجه و بازی میکنی خدا رو شکر که سال تحصیلی تموم شد و من راحتم از اینکه دائم بخوام تذکر بدم و بهت بگم سونیا بنویس؛ سونیا آخر شب شد و درسات مونده  سونیا هنوز هیچی ننوشتی ساعت از یازده گذشته آخ که درام راحت نفس میکشم و شما حالا که مدرسه نمیری عصرها نمیخوابی و به همین خاطر شبها یازده نشده خوابی و کارت برعکس همه است دیگه کاری به...
9 خرداد 1396

زندگی، بدون روزهای بد نمی شود؛

عزیز من! زندگی، بدون روزهای بد نمی شود؛ بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم. اما، روزهای بد، همچون برگهای پائیزی ، باور کن که شتابان فرو می ریزند، و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان می شکنند، و درخت، استوار و مقاوم بر جای می ماند. عزیز من! برگهای پائیزی، بی شک، در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند
4 خرداد 1396

تولد و نمایشگاه گل و گیاه

جان منی از این عزیزتر نمی شود جان منی و خوش به حالت که مادرت تو را مثل گوش ماهی هایی که خودش کنار دریا کشف کرده دوست دارد برایت یک مشت بوسه میفرستم باز هم هست از این بوسه های عاشقانه برایت زیاد کنار گذاشته ام سلام و صد تا سلام به دخترک نازنینم خوبی انشالله عزیزکم . جونم برات بگه که دیروز من شیفتم بعد از ظهر بود اما به خاطر اینکه امروز سوم خرداد تولد یکی از دوستان کتابخونه ای من بود  همکارم که تصمیم گرفته بود که دوست مشترکمون رو سورپرایز کنه به من گفت فردا شما هم صبح هم شیفت با من بیا من قرار یک کیک کوچولو برا آزاده جون بگیرم و سورپرایزش کنم شما هم بیا با هم باشیم و دو تایی سورپرایزش کنی...
3 خرداد 1396