سونیا سونیا ، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

همه زندگی من سونیا

زخمی شدن پیشونی دخترکم

  سلام و هزار سلا م به دختر از گل بهتر و همه دوستان گل نی نی وبلاگیمون  خوب ببخشید بازم بدقولی کردم ودیر اومدم از خاطرات بنویسم خوب الان شروع میکنم و هرچی که یادم بیاد مینویسم برات عزیز دل مامان از جمعه برات بگم که با هم رفتیم پارک از در که رفتیم تو یک دختر کوچولو هم با بابا بزرگش اومده بود پارک با هم رفتیم سراغ سرسره بازی پارک خلوت بود و شما دوتایی مشغول سرسره بازی شدید و شما حسابی داشتی ذوق میکردی و لذت میبردی که چند تا بچه دیگه هم اومدند شما وقتی که جایی میری که بچه خیلی زیادند خیلی ذوق میکنی و دائم حواست پیش بچه هاست اونروز هم از سرسره اومده بوی پائین و قصد داشتی دوباره بری بالا ولی اصلا حواست به کارهای خودت نبود و د...
26 شهريور 1391

سونیا از سفر بر میگرده

  سلام به گل دخترزیبا تر از ماه خودم خوب زود میرم سر اصل مطلب از پنجشنبه عصر برات شروع میکنم به گفتن بعد از اینکه من از سر کار اومدم خونه زنگ زدم خونه عزیزجون که شما رو بیارند که حرکت کنیم و بریم اما وقتی زنگ زدم شما گفتی نمیام نمیخوام برم ددر عزیز جون هم گفت به باباش بگو بیاد دنبالش دخترتون خودش نمیاد منم گفتم باشه و خدا حافظی کردم تا من و بابایی نماز خوندیم وهمه کارمون رو کردیم و آماده شدیم که بیاییم دنبال شما که دیدیم خودت با عزیز جون اومدی خونه منم سریع لباسهات رو عوض کردم و رفتیم ترمینال و سوار ماشین شدیم توی راه اول خیلی خوشحال و شاد بودی و دائم با مامانی حرف میزدی و نمک میریختی تا اینکه کم کم حالت بد شد و کسل شدی ولی خدا رو...
1 شهريور 1391
1