سونیا سونیا ، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

همه زندگی من سونیا

چرا به بچه امام حسین آب ندادند ؟

سلام و صد تا سلام گرم توی این هوای سرد پائیزی به روی زیباتر از ماه گل دختر قند عسلم خوبی خوشی سرحالی انشالله بازم عذر تقصیر بابت تاخیر. شرمنده ام چون هنوز همون کتابخونه و کار زیاد و قطعی اینترنت پا برجاست و من اصلا نمیرسم تا بیام و برات از کارا و حرفهات بنویسم و امروز اومدم جسته و گریخته چند کلامی از روزهای گذشته برات بنویسم از سه روز تعطیلی بگم که روز چهارشنبه هفته گذشته که روز تاسوعا بود و تا شب توی خونه بودیم و از تلوزیون برنامه عزاداریها رو دنبال میکردیم و بیرون نرفتیم و بعد از ظهر تاسوعا هم یک بارون خیلی شدید بارید و روز عاشورا صبح ساعت ده و نیم بود که از خونه زدیم بیرون و رفتیم به دیدن هیتها و دسته های عزاداری و اونجا عمه رو د...
28 آبان 1392

كربلا در كربلا می ماند اگر زینب نبود

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود كربلا در كربلا می ماند اگر زینب نبود چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود چشــمه فریاد مظلومیت لب تشـــنگان در كویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود در طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ در گلوی چشمها میماند اگر زینب نبود ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی لگام در بیابانها رهــا می ماند اگـر زینب نبود در عبور از بســتر تاریخ ، سیل انقلاب پشت كوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود..
25 آبان 1392

مهمونی آخر هفته

سلام و صد تا سلام گرم به روی زیبا تر از ماه گل دختر قند عسلم سلام به روی ماهت نازنین مه جبینم خوبی خوشی سر حالی انشالله. عذرتقصیر بابت تاخیر خیلی خیلی ببخشید عزیز دلم یک مدت نتونستم از حرفها و کارهای قشنگت برات بنویسم راستش خیلی گرفتارم ده روزی هست که کتابخونه محل کارم عوض شده و کار کتابخونه جدید خیلی زیاده و متاسفانه نه سرکار وقت داشتم تا به وبت برسم نه توی خونه حال داشتم تا بیام و برات بنویسم از طرفی دوره آموزشی داشتم و از طرفی هم آخر هفته گذشته مهمون داشتیم به  این دلایلی  که گفتم بی حوصلگی و تنبلی مامانی رو هم اضافه کن. خوب دیگه میریم سر خاطرات شما گل دختر برگ گلم که روز به روز خانم تر از قبل میشی و روز به روز داری جلوی چشما...
15 آبان 1392
1