سونیا سونیا ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

همه زندگی من سونیا

سلام کودکم

  سلام دردونه برگ پونه بازم یه روز کودک دیگه شد و سونیا خانمم یکسال بزرگتر شده اما هنوز کودکه حالا حالاها کودکه و باید شادی کنه باید بازی کنه باید سرشار از عشق و زندگی باشه تقدیم به قند عسلم   :اگر تو نبودی جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد. اگر تو نبودی، باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران ها، بی چتر لبخند نمی زد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبی اش، در چشم های همیشه خیس هر پدری، دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می شد که به زندانی کوچک بیش نمی ماند. اگر تو نبودی، شمعدانی های لب پنجره، این گونه زیبا گل نمی کردند و عطر سیب، دیگر معن...
16 مهر 1393

بازم کتابخونه 53 ماهگی

چیزی در کلامم نیست جز دوستت دارم هایی که واژه نیستند مثل دم در پی بازدم حیاتم را رقم می زنند سلام و صد تا سلام به روز زیبا تر از ماهت عزیز ذلم خوبی انشالله دخترکم بازم یه پائیز دیگه و شروع ماه مهر جدید رو داریم ولی متفاوت از سالهای گذشته چون فسقل مامان امسال شده محصل و ما باید کلی مسائل جدید رو تجربه کنیم شما از روز اول مهر راهی مدرسه شدی و کار من مشکل تر چون روزهایی که صبح سر کارم بعد از ظهرش رو هم تا شما رو ببرم کلاس زبان و برگردیم خونه اذان مغرب رو گفتند و رسما شب شده و هیچ وقت آزادی برای من نمیمونه. از طرفی من فکر میکردم شما بری مدرسه و بعد از ظهر هم کلاس زبان حتما دیگه شب ساعت نه میخوابی و صبح به موقع برای مدرسه رفتن...
11 مهر 1393

به از بهار طبیعت ، بهار تحصیل است

نخستین روز درس ، اولين روز مهر است. اولين روز مهرورزي است. روز آفتاب، روز شكفتن احساس ، روز زمزمه و لبخند، روز آشنايي دانش آموزان با كتاب، معلم ، درس و دنياي تازه است. آفتاب اولين روز مهر طلوع مي كند. مهر آن قدر بوي بهار مي دهد كه در پاييز بودن آن، به ياد نمي آيد. مهر فصلِ خشكيدن و زرد شدن و ريختن نيست. آغاز روييدن كتاب بر ساقه دست هاست. مهرتان پيروز و مهر ورزي تان هميشگي باد. پس از نزديك به صد روز فاصله، اينك دلنشين ترين آهنگ زندگي ـ زنگ مدرسه ـ به فصل فاصله ها پايان مي دهد و خاطره انگيزترين دوران زندگي ، دوباره آغاز مي شود. كودكان به پياده روهاي خزان زده و پوشيده از برگ پائيز، بهارانه ترين لبخندها و بازي هاي كودكانه را مي بخشند. عطر ر...
1 مهر 1393

جشن کوچکی در دلم برپاست

سلام و صد تا سلام به روی زیبا تر از ماه دختر نازنینم خوبی نازگل مامان عزیزم همینطور که میبینی این پست مخصوص بابایی مهربونه که خواستیم توی این خونه مجازی و از اینجا من و شما تولدش رو بهش تبریک بگیم .   عزیزترینم باهات میام نفس نفس                       تو آسمون ، توی قفس از اولش تا آخرش                            دوستت دارم ، همین و بس     ...
30 شهريور 1393

خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد ؛ چون در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند .. به یاد داشته باش که پروردگار عالم با این که می تواند در هر جائی از دنیا باشد ، قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگوئی ، گوش می کند سلام و صد هزار تا سلام به روی زیبا تر از ماه نازنین مه جبینم خوبی انشالله خوشگل مامان. جونم برای دختر گلم بگه از چهار شنبه هفته گذشته که قرار بود شب بریم خونه یکی از همکارانم که به تازگی ازدواج کردند(انشالله که در کنار همسرشون زندگی شیرن همراه با سعات و خوشبختی رو تجربه کنند) از اونجایی که شما وقتی میفهمی قرار هست جایی بریم تا لحظه ای که از خونه میریم بی...
24 شهريور 1393

روزهای پایان تابستان

آهاے همیشگے ترینم! تمام فعل هاے ماضے ام را ببر.. چہ در گذر باشے چہ نباشے براے من استمــــــــــــــــــــــــــــــــــــرارے خواهے بود.. من هر لحظه تو را صرف مے کنم ! سلام و صدتا سلام به روی زیباتر از ماه نازنین دخترم خوبی انشاالله قند عسلم دختر نازنینم این روزها  خیلی سرمون شلوغه البته سر من شلوغه مخصوصا روزهایی که شما کلاس زبان داری از صبح ساعت شش و نیم که بیدار میشم بدو بدو دارم تا ده یازده شب که تازه باید برای شما کتاب بخونم و باهات خاله بازی کنم و به محض مخالفتم با چیزی که میخوای سریع با طعنه و کنایه ناراحتیت رو بهم میفهمونی و من گاهی مجبور میشم با دل کوچولوت راه بیام و کاری رو که دوست داری انجام بدم برات. خوب خلا...
18 شهريور 1393